دیشب مسابقه نهایی جام ملت های اروپا میان اسپانیا و آلمان برگزارشد و البته خوب مشخص است که اسپانیا جام را با خودش به خانه برد .
برای من که با حذف انگلیس در همان اول کار مسابقات مقدماتی ،دیگر چندان ذوقی برای دنبال کردن آن چه در جام ملت های اروپا گذشت نداشتم، پس پیروزی یا شکست هیچ کدام از این دو تیم یا تیم های دیگر هم چندان اهمیتی نداشت .
آنچه اما برایم جالب بود چیزی بود که همه کشورها را با هر ایده و نظری حتی فارغ از قاره ای که ساکن آنند به هم پیوند داده بود؛ پیوندی که در همه جای این سیاره کهن نمود پیدا کرده بود و زمان به وقت گرینویچ و غیره نمی شناخت که همه سر ساعت 23:15 دقیقه (به زمان خودمان ) میخکوب جعبه جادو می شدند .
آن وقت بود که دیگر کسی به اختلاف ایران و اروپا ،بسته 1+5 ،ترکیه و مسئله حجاب ، برنامه هسته ای ایران و ...فکر نمی کرد و تنها خیالش تیمی بود که دوستش داشت و دلش می خواست برنده شود .
واین جادو تنها از عهده توپ کوچک چهل تکه ای بر می آید که همه را به دور از نژاد و کشور ،اختلافات سیاسی و ...و با نشستنش در هر تیر دروازه ای، دلی را شاد و چشمی را غمگین می کند .

و این کار کوچکی نیست ،کاری که شاید از عهده هیچ سیاستمدار ، هیچ سازمان ملل و هیچ کشور دیگری بر نیاید جز همان توپ کوچک دوست داشتنی .
راستی چه خوب گفت کوفی عنان رییس سابق سازمان ملل ،آنگاه که با حسرتی وصف ناشدنی از حسادتش به فیفا و توانایی انکار ناپذیرش در برابر سازمان ملل برای چمع کردن همه ملت ها به دور از تنوع نگاهشان سخن گفت .