در سال هایی که بهترین روزگار عمرم بود و در دانشگاه علامه به سر شد، افتخارم عضویت در انجمن اسلامی کوچک دانشکده و بالطبع دانشگاه و البته دفتر تحکیم وحدت بود.
آن سال ها برای گرفتن اتاق کوچک انجمن دانشکده با بچه ها تلاش هایی بسیاری کردیم و تهدیدات زیادی شدیم هر چند که بعد از گرفتن دفتر مدت زیادی در دانشکده نماندم و پس از آن نازک آرای تن ساق گلمان به برمان شکست .زمانه چرخید و دولت نهم هم آمد و شد نور علی نور.
پس از آن هم انجمن دانشکده بسته شد و دانشجویانی هم که تنها خواسته اشان حقوق دانشجویی اشان بود از تحصیل محروم شدند که این فقط بچه های علوم اجتماعی نبودند که بچه های اقتصاد وادبیات و ..هم به همین بلا دچارشدند.
با گذشت دو سال ازحکم محرومیت این دانشجویان از تحصیل کم کم می رفت که سنوات تحصيليشان تمام شود و با آنکه تنها يک ترم يا دو ترم از تحصيلشان باقي ماندهبود، ناگزير از دانشگاه اخراج می شدند .
آنها که تمام راههای شدنی را طی کرده بودند و با در بسته مواجه شده بودند تنها را ه موجود را تحصن دیدند و البته تحصنشان هم به بازداشت کشید و حالا چند روزی است که مجید دری، صادق شجاعی ، سعید فیض الله زاده و مهدیه گلرو میهمان اوینند .
دلم می گیرد وقتی می بینم که چه ساده و چه به سادگی دوستانمان از تحصیل محروم می شوند و صدایشان هم به جایی نمی رسد و مزد اعتراضشان می شود بازداشت .
دیگر اکنون انجمن دانشگاهمان را از نفس انداخته اند و در آستانه روز دانشجو این چنین مزد هم دانشگاهیانم را می دهند تا دولت کریمه دیگربار نشان دهد میزان عدالت ورزی اش که خسته امان کرده با این همه عدالت طلبی اش!!!
به قول شاملو آه اگر آزادی سرودی می خواند ......