تبليغاتX
روزمرگي ها

                                  

مصاحبه ها را گرفته بودم ومشغول تایپ کردنشان بودم و محبیان هم قرار بود یادداشتش را برای ستون احزاب به دستم برساند که اعظم خبر را داد و "وا" رفتم .

"نیم روز"در نیامده توقیف شد و من که قرار بود در بخش سیاسی و جامعه مدنی(احزاب و زنان) سهم کوچکی داشته باشم ماند باقی دوستان عزیزهمکار شوکه شدم وعجیب که هیئت نظارت بازهم بدون تشکیل جلسه ای و کرته ای حکم داد آن هم نه کتبی که شفاهی!!

به گفته عزیزی ما عادت کرده ایم که اگر در را بستند از دیوار و پنجره وارد شویم ؛بنابراین بستن هر مطبوعه ای اگرچه تلخ است و گزنده، اما به قول دوستی که وقتی خبرتوقیفمان را شنید تلخ خنده ای کرد:"خیراست انشالله! "

سهم ما یک روز که نه "نیم روز" هم نبود/اعظم ویسمه

نيم روز ، منتشر نشده توقيف شد/اکبرمنتجبی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 23:47  توسط نفيسه زارع كهن   | 

یک روز بعد از ۱۶ آذر "روز دانشجو "

استاد روی تخته کلاس برایمان نوشت:

مترسک به کلاغ گفت :هرچه می خواهی مرا نوک بزن

اما تنهایم مگذار!!!

و ما چقدر دلمان گرفت یک روز پس از شانرده آذر سوت و کور دانشکده امان و قتی قرار بود مهدی کوچک زاده!!! برای دانشجویان از جنبش دانشجویی سخن بگوید ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 23:33  توسط نفيسه زارع كهن   | 

در سال هایی که بهترین روزگار عمرم بود و در دانشگاه علامه به سر شد، افتخارم عضویت در انجمن اسلامی کوچک دانشکده و بالطبع دانشگاه و البته دفتر تحکیم وحدت بود.

آن سال ها برای گرفتن اتاق کوچک انجمن دانشکده با بچه ها تلاش هایی بسیاری کردیم و تهدیدات زیادی شدیم هر چند که بعد از گرفتن دفتر مدت زیادی در دانشکده نماندم و پس از آن نازک آرای تن ساق گلمان به برمان شکست .زمانه چرخید و دولت نهم هم آمد و شد نور علی نور.

پس از آن هم انجمن دانشکده بسته شد و دانشجویانی هم که تنها خواسته اشان حقوق دانشجویی اشان بود از تحصیل محروم شدند که این فقط بچه های علوم اجتماعی نبودند که بچه های اقتصاد وادبیات و ..هم به همین بلا دچارشدند.

با گذشت دو سال ازحکم محرومیت این دانشجویان از تحصیل کم کم می رفت که سنوات تحصيلي‌شان تمام شود و با آنکه تنها يک ترم يا دو ترم از تحصيل‌شان باقي مانده‌بود، ‏ناگزير از دانشگاه اخراج می شدند .

آنها که تمام راههای شدنی را طی کرده بودند و با در بسته مواجه شده بودند تنها را ه موجود را تحصن دیدند و البته تحصنشان هم به بازداشت کشید و حالا چند روزی است که مجید دری، صادق شجاعی ، سعید فیض الله زاده و مهدیه گلرو میهمان اوینند .

دلم می گیرد وقتی می بینم که چه ساده و چه به سادگی دوستانمان از تحصیل محروم می شوند و صدایشان هم به جایی نمی رسد و مزد اعتراضشان می شود بازداشت .

دیگر اکنون انجمن دانشگاهمان را از نفس انداخته اند و در آستانه روز دانشجو این چنین مزد هم دانشگاهیانم را می دهند تا دولت کریمه دیگربار نشان دهد میزان عدالت ورزی اش که خسته امان کرده با این همه عدالت طلبی اش!!!

 به قول شاملو آه اگر آزادی سرودی می خواند ......

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 18:28  توسط نفيسه زارع كهن   | 

پری خانم جانم

تو ای پری کجایی...؟

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 15:6  توسط نفيسه زارع كهن