تبليغاتX
روزمرگي ها

دیروز عصرکه بی بی سی فارسی افتتاح شد برای ما که برای دیدن این شبکه فارسی زبان تازه واردلحظه شماری می کردیم صحنه های جالبی را در روزنامه رقم زد .

از هیجان های امید وحسرت های مرجان تا نگاه های مجید اعزازی و خنده های کنایه دار آقای شریف که:"دیگر صدای امریکا نمی بینم."

از شمارش معکوس شبکه فارسی زبان که از عدد 60 شروع شد و با سرعت مثلا بالای روزنامه که روی عدد 13 متوقف شد تا خنده های ما و البته آغازی که تا زمان حضور در روزنامه با لپ تاپ امید دنبالش کردیم .

برای ما ارتباطاتی ها که از دو جنبه ارتباطات و جامعه به رسانه نگاه می کنیم ،حضور هر رسانه ای (خواه داخل کشور و خواه درخارج مرزها که دیگری مرزی به نظر من وجود ندارد )فرصتی است برای آگاهی تا هم به میهمانی جهان بروی و هم جهان و اخبارش به میهمانی ات بیایند .

اما حضور بی بی سی فارسی درست است که از همین جهت برایمان اهمیت دارد ولی وجهه دیگر این شبکه تلویزیونی برای ما خاصه خودم ،دیدن چهره دوستان و عزیزانی بود که تا همین چند سال پیش کنارمان بودند و همکار و خوب به دلایلی که دیگر به توضیحش نیاز نیست حالا باید از آن سوهای مرزهای مجازی روی نقشه ها سوار بر دوش امواج به نظاره بنشینیمشان .

از نفیسه خانم کوهنورد که همکارمان بود در کارگزاران و چه روزهایی خوشی با هم داشتیم تا سولماز شریف که ایامی نه چندان بلند در توسعه با هم بودیم و با انتخابات دولت نهم داشت بار وبنه می بست که با روزبه میرابراهیمی (همسرش)برود .

واز استاد عزیز روزنامه نگاری ام مسعود بهنود که چه جایش سبز است در اینجا تا فرناز قاضی زاده که با خواهرش همکار بودم و وصفش را از دیگر دوستان پرسابقه شنیده ام.

وحالا دیگر اگرچه دیدن این دوستان از آن سوی کره خاکی حالتی شبیه غم و حسرت در دلمان می کارد که کاش و افسوس...اما تسکینی هم هست از این که رسانه ،هم او که محور کار همگی مان و البته آغازگر دوستی هایمان بود دوباره مارا باهم پیوند می دهد هرچند که دور از هم باشیم ودلتنگ .

دیروز افتتاح بی بی سی فارسی برای ما که دلتنگ دوستانمان بودیم روز خوبی را رقم زد و اگرچه برای قضاوت کمی زود است ،اما به قول خودم ! که برای عزیزتر از جانی درباره افتتاح شبکه فارسی پیامی گذاشتم کوتاه:"قدم نو رسیده مبارک است انشاءالله. " 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 12:27  توسط نفيسه زارع كهن   | 

روزنامه کارگزاران هم توقیف شد تا دایره روزهای تلخ تکمیل شود .

چقدر دلگرفته ام ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 19:3  توسط نفيسه زارع كهن   | 

غزه

... و گورستانی چندان بی مرز شيار کردند
که باز مانده گان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.

کوچ غريب را به ياد آر
از غربتی به غربت ديگر
تا جست و جوی ايمان
تنها فضيلت ما باشد
به ياد آر
تاريخ ما بی قراری بود
نه باوری
نه وطنی.
نه
جخ امروز
از مادر
نزاده ام...

                 "احمد شاملو"

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 15:47  توسط نفيسه زارع كهن   |