تبليغاتX
روزمرگي ها - نگاهش کنید ...

هنگامي که مُجاب‌ام کرد

نهالي خُرد بود

در معرضي بي‌آفتاب.

کنونش درختي مي‌بينم برباليده و گسترده‌شاخ‌سار

که سايه‌اش به فتحِ زمينِ سوزان مي‌رود  

نگاهش کنيد!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 13:8  توسط نفيسه زارع كهن   |