شاید باید پیش ازین ها می نوشتم درباره انتخابات ،نه اکنون که دیگر دو روزی بیش نمانده است به نواختن این ناقوس بزرگ.
اما این که می گویم نشان این نیست که الان می نویسم از پدیده عجیب و باورنکردنی دهمین انتخابات ،که نه دل مانده برای نوشتن و نه ذوقی که همه این روزهایم شده اضطراب و نگرانی آمیخته به امید و چه لحظه های سختی را می گذارنم و چه لحظه های سختی را می گذرانیم .
با این حال اما دیدن پیام عزیزی که برایم حجت است حرفهایش و نوشته هایش با این مضمون که "می خواهد به امید رای بدهد " من را هم بر آن داشت تا بگویم من نیز رای می دهم .
رای می دهم تا بتوانم امید را در این سرزمین کویری بی امید جاری کنم
رای می دهم تا فردا روزش بتوانم هم چون امروز بگویم :
میر من خوش میروی کاندر سراپا می رمت ...
(باقی کلام باشد برای بعد انتخابات که حرف برای گفتن بسیار است)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 14:21  توسط نفيسه زارع كهن
|
